![]() |
![]() |
|
| بی تو هرگزsh |
|
خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتیم بر تن سرد درختان یادگاری نویشتیم با من اند.ه جدائی نمی دانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تو را از من جدا کرد بی تو بر روی لبانم بوسه پزمرده گشته بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است چون کبوترهای غمگین بی تو سرد است ای دل از دریاچهء نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هر جا بی من نشستی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:19 توسط میثم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
خیلی حرفا با تو دارم |
| نویسندگان |
|
میثم خودم |
| پیوندها |
|
به نام آنکه ما را به بهانه زندگی آفرید گر چه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون............ صدای حسن زیرک موسیقی کردی... |
|
RSS
|