![]() |
![]() |
|
| بی تو هرگزsh |
کوله بار آرزوهاتو کی دزدید دل دیونه به گریه هات کی خندید؟ عاشق و خسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلکه بی سر و سامون تو رو با حول و ولا تنها گذاشتن اونا که لیاقت عشقو نداشتن تک و تنهایی و با پای پیاده متاسفم برات ای دل ساده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 22:8 توسط میثم |
|
|
اقرار ميکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ...
مي خواستم ببوسمت...
از اين ديار دور مي خواستم ببوسمت
اما دلم گرفت....
نه اينکه فکر کني دل ، از تو کنده ام !
يا اينکه از محال ِ تمنا دلم گرفت !
از لحظه اي که هق هق ِ هر روزه ي مرا بگذاشتي به روي دو لب ها ،
دلم گرفت از لحظه اي که هر دو نگاهم اسير شد در امتداد هيچ....
ِ قدم ها دلم گرفت..
از لحظه اي که خيس شدم در خيال تو آن دم که تنگ شدند نفس ها
دلم گرفت..
ازين که باز تو نيستي کنار من ازين که باز خسته و تنها ... دلم گرفت
مي خواهمت که بار ِ دگر گرم تر ز پيش تکرار مي کنم اين سطرهاي کهنه را ...
تکرار مي کنم که خدايا !! دلم گرفت !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 22:5 توسط میثم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
خیلی حرفا با تو دارم |
| نویسندگان |
|
میثم خودم |
| پیوندها |
|
به نام آنکه ما را به بهانه زندگی آفرید گر چه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون............ صدای حسن زیرک موسیقی کردی... |
|
RSS
|