تبليغاتX
با من هر چه کرد آن آشنا کرد
بی تو هرگزsh

    وصيت عشق

                        

تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي

آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند

ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد

وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو

نام : گمنام ـــ شهرت آواره

 شغل : عاشق ـــ نام پدر : پريشان

 نام مادر : گريان ـــ نام خواهر : نگران

 نام برادر : انتظارـــ نام دوست : بي خيال

 محله : از ديار فراموش شده گان

 درد :سكوت ـــ غزل : آه ـــ دبيرستان : عاشقان

 جرم : به دنيا آمدن ـــ.محكوم : به زنده ماندن .بيكران

 نشاني : شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبت ، خيابان آشنايي

 چهار راه  سرگردان كوچه عشق ، پلاك بيكران ، منزل چشم انتظار.

      خیلی نامردی<نه>؟   

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:27  توسط میثم | 

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟

تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم...؟

تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند

تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟... تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم

و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!

تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم و

تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام !

یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم ! یک عاشق دیوانه سر به هوا .....

تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟...

تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است!

تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟

تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم....

و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی

خیس و شاکی زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم

ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:25  توسط میثم | 
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد خسته از بوسیدن پیوسته شد

خواست تا لب بر شکایت وا کند لب نهادم بر لبش تا بسته شد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:23  توسط میثم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
آرشیو موضوعی
خیلی حرفا با تو دارم
نویسندگان
میثم
خودم
پیوندها
به نام آنکه ما را به بهانه زندگی آفرید
گر چه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون............
صدای حسن زیرک
موسیقی کردی...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM